حاشیه ها
چند وقتیه که یا دستم به نوشتن نمی یاد یا اینکه وقت نمی شه. حسابی سرم با کارهای آزماشگاه و درسا گرمه و آروم، آروم هم داره هوا سرد می شه. این جا در واقع دو تا فصل داره، زمستون و تابستون. آدم وقتی تابستونه دلش برا سرما تنگ می شه وقتی زمستونه هم انقدر سرد میشه که فقط دنبال یه جای گرمی، اما بازم قشنگه. امروز دومین روز ماه رمضان این جا حال و هواش با ایران فرق می کنه ولی خوب
استادم چند وقت پیش پرسید کی "رمدان" میشه وقتی من گفتم حدودا یه هفته دیگه، بعد به روبرتو (همکار آزمایشگام) گفت این، ماهیه که باید ببینی. اینجا کلا اسلام رو خوب میشناسن
عصری سمینار ماشین ها و منبع تغذیه ی نانو بدون نیاز به نیروی خارجی بود، مثلا تصور کنید یه عضو مصنوعی رو که از حرکت بدن تغذیه می شه و نیاز به باتری نداره، جالب بود. بعد و قبلش هم پذیرایی مفصل با شیرینی و غذا و نوشابه بود، که منم آوردم خونه و منتظریم به وقتش بخوریم
استادم چند وقت پیش پرسید کی "رمدان" میشه وقتی من گفتم حدودا یه هفته دیگه، بعد به روبرتو (همکار آزمایشگام) گفت این، ماهیه که باید ببینی. اینجا کلا اسلام رو خوب میشناسن
عصری سمینار ماشین ها و منبع تغذیه ی نانو بدون نیاز به نیروی خارجی بود، مثلا تصور کنید یه عضو مصنوعی رو که از حرکت بدن تغذیه می شه و نیاز به باتری نداره، جالب بود. بعد و قبلش هم پذیرایی مفصل با شیرینی و غذا و نوشابه بود، که منم آوردم خونه و منتظریم به وقتش بخوریم
۱ نظر:
cheghadr khoraki ha ro doost dashtam...
ارسال یک نظر